حماسه‌هاي قديم‌تري را مسلم دانست‌. به هر حال‌، زيبايي آن‌، دست كم تا حدودي مرهون‌ طراوت مضامين و بديع بودن اين كار است‌؛ غالباً براي اقوام هم‌، مانند افراد، چنين پيش آمده كه‌ اقدامات نخستينشان موفقيت‌آميزتر بوده است‌.
تاي فار1 در جنگ هستينگز (1066) ترانهٴ رولان مي‌خواند. قديم‌ترين دست‌نبشتهٴ ترانهٴ رولان نسخهٴ آكسفورد (ديگبي 23) است كه احتمالاً از روي متني مقدم بر سال 1080 رونويسي‌ شده‌. از طرف ديگر، صورت فعلي ترانه ممكن است از ربع اول سدهٴ دوازدهم باشد. تنها منظومهٴ كامل فرانسوي كه ممكن است مقدم بر ترانهٴ رولان باشد زيارت شارلماني از اورشليم2 است كه در حدود 1060 به خاطر كليسا و بازار مكارهٴ سن رني سروده شده‌.
ترانه‌هاي اعمال‌، هم‌چنان كه از نامشان برمي‌آيد، تا حدي داراي منظورهاي تاريخي بود. ميزان مطالب تاريخي كه در آنها وجود دارد، مسلماً بسيار ناچيز است -- به گرد هستهٴ كوچكي از حقيقت‌، تدريجاً تودهٴ انبوهي از افسانه‌ها شكل گرفته است‌. همين را در مورد اشعار هومري هم‌ مي‌توان گفت‌. مبالغه در حقيقت پنداشتن حماسه‌ها و انكار كامل آنها، به يك اندازه احمقانه‌ است‌. در مورد ترانهٴ رولان‌، هستهٴ حقيقي شكستي بود كه عقبهٴ سپاه شارلماني در 15 اوت 778 در وال كارلوس در رونسس‌وال‌يس‌3 (ناوار اسپانيا) متحمل شد. واقعهٴ تاريخي دوبار توسط آينهارد (نك نيمهٴ اول سدهٴ نهم‌) تأييد شده است‌. هنگامي كه شارلماني از راه پيرنه از پامپلونا به‌ فرانسه بازمي‌گشت‌، عقبهٴ سپاه كوچكش در يكي از گذرگاه‌ها مورد حمله قرار گرفت و نابود شد.
مهاجمان نه از مسلمانان‌، بلكه از كوه‌نشينان باسك بودند. اين حادثه بايستي در موقع خود هيجان زيادي توليد كرده باشد. در آن زمان رونسس‌وال‌يس منزلگاهي اجباري بر سر راه سانتياگو دو كومپوستلا4، يعني يكي از جاده‌هاي مهم زيارتي قرون وسطي بود. از اين رو، بهترين اوضاع‌ براي امكان شكل گرفتن افسانه و اشاعهٴ آن فراهم شد. دليل متقني در دست است تا قبول كنيم كه‌ ترانه‌، به صورت موجود آن‌، در مون سن ميشل برتاني‌، يا در حوالي آن تدوين شده‌. با اين حال‌ بالاترين ارزش تاريخي آن‌، در هستهٴ اشراف گرايانه‌اش نيست‌، بلكه در اين است كه به‌طور ناخودآگاه تصويري عالي از فرانسهٴ فئودال و مسيحي سدهٴ يازدهم به دست مي‌دهد، و زيباترين‌ عادات نجباي آن روزگار، وفاداري آنان را به ولي‌نعمت و خداوندشان استادانه ترسيم مي‌كند. اين منظومه حاوي عناصر قديم‌تري هم هست‌؛ مثلاً محاكمهٴ گانلون‌5 خاين توصيف خوبي‌ است از جريان محاكمه در ميان فرانك‌ها.


Taillefer .1
Pelerinage de Charlemagne a Jerusalem .2
Roncesvalles .3
Santiago de Compostela .4
Ganelon .5